امتیاز وبلاگ ها تا این لحظه

 
اخبار روز سینمای ایران وجهان
اخبار روز سینمای ایران وجهان
درباره وبلاگ


تلاش بر این است که بتوان اخرین اخبار مربوط به سینما و تلویزیون در داخل و خارج کشور تحت پوشش قرار داده شود

درختچه بامبو بافته تک ضلعی (ارسال در تهران)

واتر بگ(بطری آب جادویی)

موبر باله آ




نظرسنجی
ایا مایلید که پستها فقط برای اعضا نمایش داده شود ؟




شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ :: ۱۸:۰۲ ::  نويسنده : dark knight ::  تعداد بازدید : ۳۰۹۲


مریم خدارحمی متولد فروردین ماه ۱۳۶۲ در اصفهان است ، دیپلم است ، وی قبلا در سیمای اصفهان مشغول فعالیت بوده.

فیلم شناسی
سریال پای پیاده : کارگردان : اصغر توسلی
سریال یک وجب خاک : کارگردان : علی عبدالعلی زاده
سریال آرزوهای شیرین : کارگردان : سید وحید حسینی
سریال پاتوق : کارگردان : شاهین باباپور
سریال خانه شش در : کارگردان : مجید جوانمرد
تله فیلم به سوی آسمان : کارگردان : علی عبدالعلی زاده
تله فیلم معجزه های روزانه : کارگردان : حمید طالقانی
تله فیلم نابغه : کارگردان : اسماعیل فلاح پور
تله فیلم دوئت : کرگردان : سید جواد هاشمی
تله فیلم تاوان عشق : کارگردان : امیر داوری
سریال سایه ای در تاریکی : کارگردان : ابراهیم جوادخانی
تله فیلم پدر کاغذی : کارگردان : علیرضا اسحاقی
سریال سه پنج دو :کارگردان : حسین سهیلی زاده
و چند فیلم کوتاه و بلند دیگر ….



مریم خدارحمی یکی از بازیگران جوانی است که در مجموعه یک وجب خاک به ایفای نقش پرداخت.

وی در سال ۱۳۶۲ در اصفهان متولد شد. او پیش از این در ‏تولیدات سیمای اصفهان چون گل‌های شمعدانی، نقش جهان و… بازی داشته است. خدارحمی فیلم مردی که گیلاسش را خورد را در کارنامه خود به ثبت رسانده و همچنین تله فیلم‌های به سوی آسمان، معجزه‌های روزانه، تاوان عشق، پدر کاغذی و… از جمله کارهای اوست.

از سریال‌های او می‌توان به آرزوهای شیرین، پاتوق، خانه شش در، پای پیاده و سایه‌ای در تاریکی اشاره کرد.

او درهمین اواخر در سریال‌های دفتر خانه شماره‌۱۳ و رهایی بازی کرده است.


هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صدمات غیرقابل جبرانی را به مردم وارد کرد بعد از آن هم تا چندین سال خانواده‌ها منتظر بازگشت عزیزانشان بودند در این میان خانواده خدارحمی هم از این داستان غم انگیز سهم به سزایی داشتند.

زمانی که مریم ۴ ساله بود شاهد واقعه تلخ به اسارت رفتن عمویش مسعود بوده است: عمویم
۳ سال بعد آزاد شد.

هنوز صحنه‌هایی را که به وطن بازگشت به یاد دارم. چون تمامی اهالی محل‌ جمع شده بودند و شور و هیجان زیادی داشتیم.

به خاطر ضایعات ناشی از شکنجه‌های جسمی و روحی که هنوز آثارش به شکل بیماری گوارشی و پوستی به قوت خود در او باقی بود، روز به روز شدیدتر می‌شد و دکترها گفتند باید با این وضعیت بسازد. با این حال باز هم امید داشتیم که او پیش ما بماند چون ۳۶ سال بیشتر نداشت اما افسوس بالاخره سال ۷۸ شهید شد. خیلی ضربه سنگینی به ما وارد شد به طوری که مادر‌بزرگم از غصه مرگ او تاب نیاورد و فوت کرد.


یکی از حوادثی که هم می‌تواند بد باشد و هم خوب، به سال گذشته برمی‌گردد زمانی که خدارحمی مشغول بازی در یکی از فیلم‌هایش بوده است: مادرم رفته بود خانه خواهرم در اصفهان. در این میان حال مادرم به صورت اورژانسی بد شده بود و از بیمارستان با من تماس گرفتند ولی من به خاطر حرفه خاصم بازیگری نتوانستم تا ۳ روز به اصفهان بروم، سختی زیادی کشیدم تمام سکانس‌ها را با بغض بازی کردم و تنها کاری که کردم از خدا خواستم مادرم را برایم نگه دارد. بعد از ۳ روز که به من اجازه دادند بروم زمانی‌که پیش مادرم حاضر شدم با‌خبر شدم او در آستانه سکته مغزی بوده و به طور معجزه‌آسایی آن را رد کرده است.

اما اتفاقی که می‌توانست در‌جا موجب مرگ مریم خدارحمی شود هنگام بازی در سریال رهایی ساخته حسین تبریزی بود: میله‌های آهنی قطور و ضخیمی را به سقف بسته بودند و من هم دقیقا زیر آنها نشسته بودم و دوربین هم کاشته شده بود روبه‌رویم. من یک‌لحظه از جا بلند شدم که لباسم را مرتب کنم ناگهان میله بزرگی بافاصله نیم سانتی متری از من سقوط کرد، دوستان برایم نگران شدند اما من بیش از هر‌چیز در شوک بودم که چطور شد بی‌دلیل جابه جا شدم و فکر می‌کنم خواست خدا بود که اتفاقی برایم نیفتاد.





 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | قدرت : فرد بلاگ